یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388
میهن پرستی ساسانیان
ژولیان امپراطور روم بعد از کنستانتیوس پسر کنستانتین کبیر به امپراطوری می رسد و تصمیم می گیرد به ایران حمله کند.او از سوریه وارد حران شد و بعد از استقرار پاسگاهی در آنجا در طول رودخانه تیگریس خود را به بین النهرین رساند. او خود را به نزدیکی تیسفون رساند اما سپاه ایرانی اجازه ی پیشرو ی بیشتر به او را نداد و رومیان را در میان دو رودخانه بزرگ فرات و تیگریس محاصره کردند .ژولیان که اواضاع را بسیار خطرناک دید تصمیم به عقب نشینی گرفت. در طول این عقب نشینی اتفاق زیبایی رخ می دهد که نشان از روح بلند ایرانیان دارد. سوزمنوس مورخ رومی در کتاب تاریخ کلیسا این واقعه را ضبط کرده است.در زیر ترجمه آنچه را که سوزمنوس نقل کرده است را می آورم.« امپراطور دیگر مایل به اقدامات بیشتر نبود. او ابتدا کشتی های خودشان را آتش زد چراکه معتقد بود سربازان زیادی برای حفاظت آنها نیاز است و سپس در طول رود تیگریس به عقب نشینی پرداخت و درطول مسیر به سرزمین حاصلخیزی رسیدند و رومیان توانستند آذوقه زیادی به دست آورند. اما خیلی زود پس از این ماجرا یک پیرمرد بومی که تصمیم گرفته بود برای آزادی ایران کشته شود خود را به اسارت رومیان درآورد. سربازان رومی او را به نزد امپراطور بردند. و امپراطور از او درباره ی مسیر ها پرس و جو کرد و پاسخهای آن پیر مرد به نظرش صادقانه آمد. آن پیر مرد رومیان را متقاعد کرد که او را به عنوان راهنمایی توانا که می تواند رومیان را به سرعت به مرزهای روم برساند بپذیرند. پیر مرد مسیری را معرفی نمود و اعلام کرد که حرکت در این مسیر 3 الی 4 روز طول خواهد کشید و البته مسیری سخت است اما زودتر به مقصد می رسد. امپراطور فریب این سخنان پیرمرد را خورد و حرکت در این مسیر را تصویب کرد. بعد از گذشت 3 روز رومیان در یک سرزمین خشک و بیابانی به دام افتادند. رومیان پیرمرد ایرانی را به شکنجه انداختند و او اقرار کرد که به خاطر کشورش خود را آماده ی مرگ کرده است و هرگونه شکنجه ای را تحمل می کند. »٫پس از این ماجرا ایرانیان به رومیان خسته حمله می کنند و امپراطور روم کشته می شود.

