::::::::::.. آریا زمین ..::::::::::
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387
نامه سرگشاده اندیشمند تبريزي به علياف
نويسنده و اندیشمند تبريزي در نامهاي سرگشاده به «الهام علياف»، رئيسجمهور کشور خود خوانده آذربايجان، وی را با گذشته این سرزمین آشنا کرده است.متن کامل این نامه بدین شرح است :
آقاي الهام علياف، رياست محترم جمهوري آذربايجان
سلام عليکم
سخن خود را با نام و ياد خدايي که آدمي را آفريد و او را به سبب دو نعمت ارزشمند «عقل» و «اختيار» بر ساير موجودات برتري داد؛ آغاز ميکنم و با پوزش پيشاپيش از اينكه لحظاتي از وقت شما را ميگيرم، قصد دارم درخصوص پارهاي موضوعات مهم و اساسي با شما به گفتوگو بنشينم.
جناب آقاي علياف
بنده يک مسلمان آذريزبان ايراني هستم که از شهر تبريز برايتان نامه مينويسم. من خودم را در عوامل متعددي همچون تاريخ، تمدن، فرهنگ، زبان، دين، مذهب و... با شما و مردم جمهوري آذربايجان شريک ميدانم و همين اشتراکات باعث گرديده تا به سهم خودم نسبت به زبان، مذهب، هويت، تاريخ و تماميت ارضي جمهوري آذربايجان احساس مسئوليت نمايم که اين احساس مسئوليت، مبناي نگارش اين نامه را تشکيل ميدهد.
جناب آقاي علياف
اگر موافق باشيد، نگاهي گذرا به گذشته داشته باشيم. ميدانيد که تا يکصدوهشتاد سال قبل از اين؛ نياکان ما در سرزميني به نام ايران به عنوان هموطن يکديگر زندگي ميکردند. درآن زمان، نياکان شما در قسمتي از ايران بزرگ که در شمال رود ارس قرار گرفته است ـ و آن زمان، «آران» ناميده ميشد ـ زندگي مينمودند و نياکان من در اين سوي ارس؛ يعني آذربايجان سکونت داشتند. آنان در غم و شادي در کنار يکديگر بودند، در دين، مذهب، مليت، زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و... با هم مشترک بودند و دوشادوش يکديگر براي دفاع از تماميت ارضي ايران بزرگ و دين و فرهنگ خود تلاش مينمودند؛ تا اينكه در سالهاي 1192و 1206هجري شمسي، بخشهايي از ايران که شامل سرزمينهاي شمال ارس ميگرديد، در نتيجه طمعورزي و عداوت قدرتهاي بزرگ آن زمان و پس از جنگهاي طولانيمدت بين ايران و امپراطوري روس، به موجب قراردادهاي تحميلي «گلستان» و «ترکمانچاي» از ميهن اصلي خويش جدا گرديد و اينگونه بود که بين مردم دو سوي ارس، جدايي افتاد. البته نياکان ما تلاشهاي زيادي براي از بين بردن اين جدايي انجام دادند که متأسفانه به دليل سياستهاي استعماري قدرتهاي آن زمان، منتج به نتيجه نگرديد.
ميخواهم به عنوان نمونه و جهت بزرگداشت ياد و خاطره اجداد شما، به يکي از تلاشهاي مردم نخجوان ـ که محل تولد رئيسجمهور فقيد آذربايجان، مرحوم «حيدر علياف» ميباشد ـ براي الحاق دوباره به ايران اشاره کنم:
89 سال پيش، در روز نهم ارديبهشت ماه 1298شمسي (برابر با 30 آوريل 1919 ميلادي) اکثريت قريب به اتفاق مردم شهر نخجوان در مقابل کنسولگري ايران اجتماع کردند. آنان با شعارهايي از قبيل زنده باد دولت ايران و... تقاضاي تابعيت ايران و الحاق به وطن اصلي خود را نمودند که اين اجتماع پرشور چندين روز به طول انجاميد. مردم نخجوان، رئيسان حکومت محلي، رئيس نيروهاي نظامي و معتمدين شهر با ارسال 12 فقره تلگراف به دولت ايران، شاه، سفراي خارجي، رئيسجمهورآمريکا، انجمن صلح ورساي و... تقاضاي الحاق به ايران را کرده و همه جا متذکر شدند که اصلا ايرانينژاد و مسلمان بوده و 92 سال است به زور از خاک ايران جدا شده اند.
دراين شرايط، دولت محلي نخجوان با ترکيب «کلبعليخان»، رئيس قشون و «سلطاناف»، رئيس حکومت، «حاج حسنعلي قرباناف»، رئيس ستاد قشون و چند نفر از متنفذين و کليه اعضاي شوراي ملي با امضاي قطعنامهاي خود را تابع ايران و ايرانينژاد معرفي و هيأتي مرکب از «شيخ عبدالجبار بکتاش»، «مهديقلي خان دياربکري»، «سيدباقر حيدرزاده»، «حسين آقا نوروززاده» را تعيين و به تبريز اعزام داشتند. هيأت اعزامي ضمن نامهاي خطاب به ايرانيان، از اينکه 92 سال به حکم زور از برادران خود دور بودند، ابراز تأثر نموده ومجددا تقاضاي الحاق به وطن اصلي خود را مطرح کردند؛ که البته اين تلاشها به دليل جو حاکم بر روابط بينالملل آن زمان که الزاما بايستي در جهت منافع قدرتهايي از قبيل بريتانيا و... بود، به نتيجه مورد نظر نرسيد.
جناب آقاي الهام علياف
بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و استقلال جمهوري آذربايجان؛ مردم ايران به ويژه مردم تبريز؛ازاينكه مردم مسلمان جمهوري آذربايجان بعد از سالها زندگي، تحت حاکميت تزارها و کمونيستها؛ ميتوانستند فصل نويني از حيات خويش را شروع نمايند احساس خوشحالي ميکردند ليکن امروزه بعد از گذشت 17 سال از استقلال آذربايجان، موجي از نگراني و احساس مسئوليت جاي اين خوشحالي را گرفته است. دليل اين امر، روشن و مبرهن است؛ مردم ايران خواهان عزت و موفقيت همهجانبه مردم جمهوري آذربايجان ميباشند ليکن آنچه امروزه در نتيجه سياستهاي دولت آذربايجان در ادوار مختلف ديده ميشود، روندي است که خلاف اين را نشان ميدهد. امروزه همانطوري که در داخل جمهوري آذربايجان، اکثريت مردم نسبت به سرنوشت خود و کشورشان نگران هستند در ايران هم اين نگراني احساس ميشود.
جناب آقاي علياف
روابط دولت تحت حاکميت جنابعالي با رژيم جعلي و غاصب اسرائيل، بلاتکليفي مردم آواره قرهباغ و ساير سرزمينهاي اشغالي، سياستهاي دولت جمهوري آذربايجان براي زدودن هويت تاريخي مردم اين کشور، وضعيت نابسامان اقليتهاي مختلف ساکن در جمهوري آذربايجان از قبيل تالشها، ايجاد شکاف بين نسل گذشته و جوان جمهوري آذربايجان در نتيجه سياستهايي از قبيل تغيير مکرر الفبا، محدوديت فعاليتهاي ديني، تلاش بخشهاي مختلف دولت براي تضعيف نقش دين و مذهب در جامعه آذربايجان، برخي اقدامات تحريکآميز دولت آذربايجان در قبال مردم ايران و... از جمله عواملي هستند که موجبات نگراني مردم ايران نسبت به سرنوشت مردم جمهوري آذربايجان را سبب شده است.
جناب آقاي رئيسجمهوري آذربايجان
يقين دارم که ميدانيد شما در کشوري رئيسجمهور هستيد که بيش از 90 درصد مردم آن کشور را مسلمانان تشکيل ميدهند و کشورتان يکي از اعضاي سازمان کنفرانس اسلامي ميباشد، سازماني که اساس تشکيل آن؛ مبارزه با سياستهاي رژيم صهيونيستي است؛ رژيمي که از شصت سال قبل تا کنون از هيچ جنايتي عليه مسلمانان فلسطين دريغ نکرده است و امروزه نيز بيش از هر زمان ديگري عرصه را بر مردم مظلوم نوار غزه تنگ نموده است. رژيمي که شصت سال است، آرامش فيزيکي را از مسلمانان فلسطين و لبنان و آرامش روحي را از مسلمانان اقصي نقاط عالم سلب کرده است و...
سؤال اين است روابط دولت شما با اين رژيم چگونه قابل توجيه است؟ آيا گمان نميکنيد همکاري تنگاتنگ شما با اسرائيل در زمينههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و...، دولت آذربايجان را در جنايات ارتکابي رژيم صهيونيستي شريک ميکند؟ راستي مسلمانان جهان و مردم ايران و جمهوري آذربايجان پيام تبريک شما به «شيمون پرز»، رئيسجمهور اسرائيل، به مناسبت شصتمين سالگرد تأسيس اسرائيل را چگونه تفسير کنند که معنايي جز حمايت شما از قتل عام مردم نوارغزه داشته باشد؟ آيا سزوار است در روزهايي که مصادف با سالگرد اشغال بخشهايي از کشورتان ميباشد، به مناسبت تأسيس اسرائيل، در کشور شما و با حمايت شما مراسم جشن برگزارگردد؟
آيا فکر ميکنيد روزي که در بين مردم جهان به روز نکبت شهرت يافته است و در حقيقت آغاز رنج و اندوه مردم مسلمان فلسطين ميباشد بايستي در کشور شما جشن گرفته شود؟ راستي چه اصراري داريد بر اينكه به رغم مخالفت صريح مردم جمهوري آذربايجان، در پايتخت کشورتان به نام اسرائي،ل پارک و خيابان افتتاح کنيد؟ و...
جناب آقاي علياف
امروزه در نتيجه روابط شما با رژيم صهيونيستي بين دولت و مردم جمهوري آذربايجان، شکاف عميقي ايجاد شده است. واقعيت اين است، مردمي که حدود 20درصد خاک کشورشان در اشغال بيگانه است نميتوانند بپذيرند که دولتشان با رژيم غاصب ديگري روابط حسنه داشته باشد. البته مردم جمهوري آذربايجان به لحاظ مسائل ديني نيز نميتوانند اين موضوع را برخود بقبولانند.
آقاي رئيسجمهور!
خود بهتر ميدانيد براساس نظرسنجي يک مؤسسه بينالمللي، 92 درصد مردم کشورتان هيچ اعتقادي به دولت آذربايجان ندارند، آيا فکر نميکنيد بخشي از اين بياعتمادي مردم به دولت، محصول روابط حسنه دولت شما با رژيم صهيونيستي باشد؟
آقاي علياف
واقعيت اين است، دولت اسرائيل هيچگاه نخواهد توانست در عرصه بينالمللي براي خود مقبوليت و مشروعيت عمومي کسب کند و روزي فرا خواهد رسيد که مردم فلسطين، حقوق از دست رفته خود را استيفا خواهد نمود. لذا بهتر است سرنوشت خود را به سرنوشت دولت اسرائيل گره نزنيد، چراکه نتيجه آن مشخص است؛ همانگونه که در ايران قبل از انقلاب، رژيم پهلوي به دلايل مختلف از جمله ارتباط گسترده با رژيم صهيونيستي مورد خشم ملت ايران قرار گرفت و سقوط کرد، در آينده نيز مردم مسلمان کشورهاي مختلف، دولتهايي را که از طريق برقراري رابطه با رژيم صهيونيستي، خود را در جنايات آن رژيم شريک مينمايند، مورد خشم انقلابي خويش قرار خواهند داد.
اجازه دهيد اين بخش از نامه خود را با يک سؤال ديگر به پايان برسام:
جناب آقاي علياف
شما را چه شده است که در برخورد با تعدادي از جوانان ايراني همزبان خود که به دلايلي از قبيل ورود غيرمجاز به کشورتان مدتهاست در زندانهاي آذربايجان از قبيل زندان منطقه قرهداغ در بدترين شرايط ممکن به سر ميبرند، هيچگونه مماشاتي به خرج نداده و انواع شکنجههاي روحي و جسمي را در قبال آنها روا ميداريد ولي با صهيونيستهايي که در کشور مسلمان آذربايجان مرتکب هرگونه اعمالي ـ که قلم از توصيف آنها شرم دارد ـ ميشوند، هيچ برخوردي به عمل نميآوريد؟!
جناب آقاي الهام علياف
موضوع ديگري که ميخواهم در خصوص آن با شما گفتوگو نمايم، مسئله «قرهباغ و ساير سرزمينهاي اشغالي» است. حدود 14 سال از واگذاري حل موضوع قرهباغ به گروه مينسک ميگذرد. واقعيت اين است که در اين مدت طولاني، هيچ اقدام مفيدي در راستاي برگرداندن اين سرزمينها به عمل نيامده است. رؤساي گروه مينسک حتي حاضر به دادن رأي مثبت به قطعنامه سازمان ملل متحد درخصوص تماميت ارضي جمهوري آذربايجان نشدند. خود ميدانيد مردم مسلمان جمهوري قرهباغ و ساير سرزمينهاي اشغالي، به دور از خانه و کاشانه خود در وضيعت اسفناکي به سر ميبرند و هر روز که سپري ميشود، بازپسگيري اين سرزمينها سختتر ميگردد.
راستي برنامه شما درخصوص آينده اين مناقشه چيست؟ چرا نميخواهيد از پتانسيلهاي بالقوهاي که براي بازپسگيري اين سرزمينها در اختيار داريد، استفاده کنيد؟
آقاي رئيسجمهور!
مردم کشور شما مسلمان هستند. در بين مسلمانان، مفاهيمي همچون جهاد و شهادت ازارزش و کارايي بالايي برخوردار ميباشد. چرا در دولت تحت حاکميت شما به جاي تلاش براي احياي اين ارزشها، با آنها مبارزه ميشود؟ چرا درکشورتان از کساني که در جنگ قرهباغ شهيد يا مجروح شدهاند، هيچ تجليلي به عمل نمي آيد؟ آيا درکشوري که 20 درصد آن در اشغال دشمن است، نبايد براي ايجاد و تقويت روحيه سلحشوري در بين مردم تلاش نمود؟ آيا شايسته است کشوري که بخشي از خاک کشورش در اشغال است به جاي تلاش براي بازپسگيري آن، ارتش خود را براي کشتار مسلمانان عراق و افغانستان و همراهي با ارتش آمريکا به اين کشورها اعزام نمايد؟
چرا مرزبانان شما در برخورد با دو جوان آذريزبان اردبيلي که از روي کنجکاوي و يا به هر دليل ديگري وارد کشورتان شده بودند، شديدترين برخورد ممکن را به عمل آورده و با شليک بيرحمانه، آن دو جوان همدين و همزبان خود را از پاي درميآورند ولي دولت آذربايجان سالهاست درقبال اشغال 20 درصد ازخاک خودتوسط دولتي که هيچ گونه تجانس ديني يا فرهنگي با آذربايجان ندارد سکوت اختيارکرده وهيچ عکسالعملي نشان نميدهد؟
جناب آقاي رئيسجمهور!
بايستي متوجه باشيم که موضوع قرهباغ نه ميتواند در نتيجه گذشت زمان به فراموشي سپرده شود و نه با ادامه روند کنوني ميتوان به بازپسگيري آن اميدوار بود. همانطوري که مردم ايران توانستند در اوايل پيروزي انقلاب با وجود مشکلات فراوان بخشهايي از خاک کشورشان را که درنتيجه حمايت قدرتهاي جهاني توسط رژيم بعثي عراق اشغال گرديده بود، آزاد نمايند. امروزه نيزمردم مسلمان و شيعه جمهوري آذربايجان ميتوانند در سايه ترويج فرهنگ جهاد و شهادت نسبت به باز پس گيري سرزمينهاي اشغالي خود اقدام نمايند.
آقاي رئيسجمهور
در ديداري که از شهر باکو داشتم، خيلي متأثر شدم. ميدانيد چرا؟ چون در نقاط مختلف شهر مجسمههايي را ديدم که نماد فرهنگ غرب بودند ولي هرچه تلاش نمودم تا مجسمهاي و يا يادبودي در مورد شهداي قرهباغ پيدا کنم نتوانستم و من نيز مثل خيلي از مردم کشورتان، به اين باوررسيدم که شما با زبان بي باني از مردم ميخواهيد قرهباغ را به فراموشي بسپارند.
جناب آقاي الهام علياف
در ادامه ميخواهم به موضوعات ديگري اشاره نمايم. من به عنوان کسي که درخصوص کشور تحت حاکميت شما شناخت کافي دارم، نميتوانم نگراني خود را از وضيعت نسل جوان جمهوري آذربايجان اظهارننمايم. امروزه جوانان جمهوري آذربايجان در نتيجه سياستهايي از قبيل تغييرات مدوام الفبا و نيزتلاش براي به فراموشي سپردن هويت راستين خود، به سختي ميتوانند با گذشته پرافتخارشان ارتباط برقرارکنند و مجبورند آنچه را که درمدارس و دانشگاهها به عنوان تاريخ کشورشان مطرح ميشود، بپذيرند که البته چون اين مطالب منطبق با واقعيات نيست، ذهن پرسشگر آنان اقناع نميشود و در نتيجه دچار نوعي سردرگمي ميگردند.
امروزه در مدارس و دانشگاههاي جمهوري آذربايجان اينگونه تبليغ ميکنند که در گذشته، کشوري به نام آذربايجان بوده است که دو کشور ايران و امپراطوري روس بر سر تصاحب آن جنگ نموده و عاقبت قسمت شمالي به روسيه و قسمت جنوبي به ايران واگذارشده است، درحالي که جوان آذربايجاني بايستي بداند در گذشته، نياکان او تابعيت ايران را داشتهاند و او در حقيقت در فرهنگ و تمدن غني ايراني ـ اسلامي که امروزه دوست و دشمن بدان معترف است، سهيم ميباشد.
آقاي رئيسجمهور!
همانطور که قبلا نيز اشاره شد، حدود 90 درصد مردم کشور شما را مسلمانان تشکيل ميدهند، با اين حال اقدامات و سياستهاي دولت شما هيچ تناسبي با دين و فرهنگ مردم کشورتان ندارند. اقداماتي نظير ممنوعيت پخش اذان، لايحه ممنوعيت حجاب در مدارس، ممنوعيت پخش کتب ديني، ممنوعيت عزاداري ماه محرم در خيابانها، ممنوعيت کانديدا شدن خادمان ديني (روحانيون) در انتخابات مختلف، ممنوعيت صدور گذرنامه با حجاب اسلامي و... ـ که البته متوليان اقدامات فوق در برخي موارد مانند ممنوعيت پخش اذان، در اثر پافشاري مردم مسلمان آذربايجان، مجبور به عقبنشيني شدهاند ـ باعث گرديده بين مردم و دولت شکاف عميقي ايجاد گردد که نتيجه آن، خوشايند نخواهد بود.
آقاي الهام علياف
در اين بخش تنها به ذکر يک سؤال بسنده ميکنم؛ چگونه است در کشورتان به بهانه آزادي، دست برخي قلم به دستان وابسته به رژيم صهيونيستي و آمريکا را آزاد ميگذاريد تا به مقدسات بيش از يک ميليارد مسلمان توهين روا دارند ولي جواناني را که در راستاي اعتقادات خود اقدام به برگزاري جلسات مذهبي مينمايند به جاسوسي متهم نموده و روانه زندانها مينماييد؟
آقاي رئيس جمهور!
در ادامه بايستي به اين نکته اشاره نمايم که به رغم همه تلاشهاي صورت گرفته در ايام طولانيمدت حاکميت تزارها و کمونيستها و نيز دوران بعد از استقلال اين کشور که براي جدا نمودن مردم اين کشور از هويت تاريخي خود از هيچ کوششي دريغ نشده است، مردم اين کشور در مسير بازگشت به تاريخ و هويت اصيل خود که همان فرهنگ و هويت اسلامي ـ ايراني ميباشد، قرار گرفتهاند.
خوب دقت کنيد! ميتوانيد نشانههاي اين بازگشت را به خوبي احساس نماييد، گرايش روز افزون زنان جمهوري آذربايجان به حجاب، مقاومت دليرانه مردم جمهوري آذربايجان در برابر لايحه ممنوعيت حجاب در مدارس آموزشي، انتخاب اسامي مذهبي از قبيل فاطمه توسط والدين آذربايجاني براي فرزندانشان، گرايش شديد مردم جمهوري آذربايجان به کالاهاي ايراني، علاقه غير قابل وصف آنان براي مسافرت به ايران و زيارت مشهد مقدس،حضور پرشور جوانان در مراسمات مذهبي با وجود محدوديتهاي موجود، علاقه مردم جمهوري آذربايجان به فرهيختگان ايراني از قبيل استاد شهريار،قرار گرفتن کتابهاي مذهبي مانند قرآن و نهجالبلاغه در رديف کتابهاي پرفروش سال به رغم محدوديتهاي فراوان و... نمونههايي از قرارگرفتن مردم جمهوري آذربايجان براي بازگشت به هويت راستين و تاريخي خود ميباشند.
آقاي رئيسجمهور!
امروزه گرايش به دين، به موضوعي جهاني تبديل گرديده است و در اين ميان، دين اسلام به عنوان آخرين دين الهي، به سرعت در حال گسترش ميباشد. در اين وضيعت، برخي اقداماتي که از ناحيه دولت جمهوري آذربايجان براي تقابل با دين صورت ميگيرد، جاي بسي تعجب و تاسف دارد؛ در حالي که رئيسجمهور کشوري مانند آمريکا که دستش به خون انسانهاي بيشماري در اقصي نقاط عالم آلوده گشته است، سعي مينمايد خود را فردي معتقد به دين مردم کشورش نشان دهد و مدام رفتن به کليسا و انجام مراسمات مذهبي را مطرح ميکند، از رئيسجمهور کشوري که اکثريت مردم آن را مسلمانان تشکيل ميدهند بعيد است که ازهيچ کوششي براي کمرنگ نمودن ارزشهاي ديني و اسلامي دريغ نميکند.
جناب آقاي الهام علياف!
همه ميدانند کسي که در جهت خلاف رودخانه شنا ميکند، هيچگاه به مقصد نخواهد رسيد. واقعيت اين است که اقدامات شما جملگي در مسير مخالف حرکت مردم جمهوري آذربايجان ميباشد، لذا اميد است بيش از اين فرصتها را ازدست ندهيد و همگام با مردم مسلمان جمهوري آذربايجان درسايه تعاليم اسلام و با توجه به هويت تاريخي مردم اين کشورو با شناخت واقعي دوست از دشمن درمسير عزت وپيشرفت همه جانبه مردم آذربايجان گام برداريد. در اين صورت مردم ايران نيز که تا کنون در همه مراحل، پشتيبان مردم جمهوري آذربايجان بودهاند از هيچ کوششي براي پيشرفت مردم آذربايجان دريغ نخواهند نمود. واقعيت اينست ملت ايران به ويژه مردم آذري زبان کشور ما نميتوانند نسبت به سرنوشت بخشي از هموطنان خود که در نتيجه سياستهاي برخي قدرتها از ميهن اصلي خود دور افتادهاند؛ بيتفاوت باشند.
جناب آقاي الهام علياف
در تاريخ اسلام افراد زيادي بودهاند که با نگاهي به گذشته و با اندکي تفکر درخصوص فلسفه آفرينش خود و جهان هستي، توانستهاند سرنوشت خود را به بهترين وجه ممکن تغيير دهند. اکنون که بزرگواري نموده و اين مختصر را مطالعه نمودهايد، ميتوانيد بيتفاوت از کنار آنچه گفته شد عبورکنيد ويا درخصوص آنها تامل نمائيد. آقاي رئيس جمهور!شايد متن اين نامه اندکي تند و گزنده باشد ليکن بدانيد انگيزه نگارنده آن تنها کمک نمودن به ملت و دولت جمهوري آذربايجان ميباشد. اميد است در سايه بازگشت به ارزشهاي والاي ملي ـ اسلامي آينده خوبي براي خود و مردم رنجکشيده جمهوري آذربايجان رقم بزنيد و البته ميدانيد مراد از آينده، تنها اين دنياي فاني و زود گذر نيست.
نوشته شده توسط کوروش
در 10:27 بعد از ظهر | ::::::::::
•
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
گرامی باد پانزدهم اردیبهشت ماه روز بزرگداشت بزرگ پرچمدار زبان پارسی حکیم ابوالقاسم فردوسی

نوشته شده توسط کوروش
در 3:11 بعد از ظهر | ::::::::::
•
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387
ترکیه و تحرکات مشکوک در نمایشگاه کتاب تهران
هنگامی که گفته می شود برخی کشورها و سفارتخانه های بیگانه در کشورمان به جذب و نیروگیری به منظور پیاده کردن اهداف پلیدشان مشغولند برخی مسوولین سرشان را همچو کبک زیر برف می کنند و با این کار خود را به آن راه می زنند.یکی از این کشورهای مداخله جو و زیاده خواه ترکیه است. کشوری که خود با شدت تمام در گذشته و حال به سرکوب اقلیتها یی چون کردها و ارمنیان پرداخته اینک دایه مهربان تر از مادر شده و به جذب جوانان ساده لوح می پردازد . افرادی که با پشت کردن به وطن مادری اشان مانند عروسک خیمه شب بازی می شوند. عروسکانی که نخ هایشان را ترکیه به هر سو می خواهد می کشاند . برای نمونه این عروسکها هم می توان به همین گروهکهای مزدور و تجزیه طلب پان تورک اشاره کرد. این هم آخرین خبر از این دست.با امید به اینکه مسوولان از خواب خرگوشی بیدار شوند و جلوی این فعالیتهای مخرب را سد کنند.
كشور تركيه در نمايشگاه كتاب با 4 غرفه در سالن ناشرين خارجي در حوزه هاي دين سياست فرهنگ و ادبيات علاوه بر عرضه كتاب بازديد كنندگان را به همكاري با تركيه تشويق مي كرد. به گزارش خبرنگار « جهان » مسئولين اين غرفه در پي هماهنگي هاي صورت گرفته با برخي مسئولان اين كشور اقدام به شناسايي و جذب دانشجويان و استعدادهاي درخشان علمي و حتي جذب سرمايه بودند. متصديان غرفه تركيه با برخي از بازديد كنندگان ارتباط برقرار مي كردند و پس از پرسش و پاسخ در مورد نام و مشخصات فردي نوع تخصص و شغل از آنان دعوت مي كردند كه در تركيه سرمايه گذاري يا تحصيل و اقامت كنند . مسئولين اين غرفه تسهيلاتي نظير 50 درصد هزينه تحصيل سهولت در امر اياب و ذهاب و... را براي علاقمندان آذري زبان در نظر گرفته بودند. اين افراد موظفند پس از اتمام تحصيل در مقطع كارشناسي كارشناسي ارشد دكترا و... به ايران برگشته و در امور فرهنگي سياسي هنري و... با كشور تركيه همكاري هاي لازم را به عمل آورند و ارتباط خود را با آن كشور حفظ نمايند و در زمينه جذب توريست نيز فعال باشند.
كشور تركيه در نمايشگاه كتاب با 4 غرفه در سالن ناشرين خارجي در حوزه هاي دين سياست فرهنگ و ادبيات علاوه بر عرضه كتاب بازديد كنندگان را به همكاري با تركيه تشويق مي كرد. به گزارش خبرنگار « جهان » مسئولين اين غرفه در پي هماهنگي هاي صورت گرفته با برخي مسئولان اين كشور اقدام به شناسايي و جذب دانشجويان و استعدادهاي درخشان علمي و حتي جذب سرمايه بودند. متصديان غرفه تركيه با برخي از بازديد كنندگان ارتباط برقرار مي كردند و پس از پرسش و پاسخ در مورد نام و مشخصات فردي نوع تخصص و شغل از آنان دعوت مي كردند كه در تركيه سرمايه گذاري يا تحصيل و اقامت كنند . مسئولين اين غرفه تسهيلاتي نظير 50 درصد هزينه تحصيل سهولت در امر اياب و ذهاب و... را براي علاقمندان آذري زبان در نظر گرفته بودند. اين افراد موظفند پس از اتمام تحصيل در مقطع كارشناسي كارشناسي ارشد دكترا و... به ايران برگشته و در امور فرهنگي سياسي هنري و... با كشور تركيه همكاري هاي لازم را به عمل آورند و ارتباط خود را با آن كشور حفظ نمايند و در زمينه جذب توريست نيز فعال باشند.
نوشته شده توسط کوروش
در 1:38 بعد از ظهر | ::::::::::
•
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
اعرابي با تفکرات قبيله يي |
|
|
دکتر داوود هرميداس باوند
اگرچه
هميشه اعراب ادعاهاي واهي را عليه جزاير سه گانه و حاکميت ارضي ايران مطرح
کرده اند اما ادعاهاي اخير آنان در اجلاس دمشق برخلاف گذشته دامنه دار شد.
به خصوص اين بار حرکت هاي خودجوش ميان ايرانيان عليه اعراب جنوب خليج فارس
بيش از گذشته بود. درباره دلايل استمرار ادعاهاي اعراب عليه حاکميت ايران
دکتر باوند تحليل خود را ارائه کرده که آن را مي خوانيد.شکي نيست که
امريکا سياست ترضيه خاطر اعراب و بسيج آنها در قبال ايران از يک سو و
همچنين سپر دفاع موشکي در مقابل ايران را از سوي ديگر در پيش گرفته است
زيرا به اعتقاد آنان، ايران تهديدي است براي امنيت منطقه.در تاريخ ديگري
نيز امريکا براي تشديد اين موضوع، خطر هلال شيعه (عراق، سوريه، لبنان و
ايران) را مطرح کرد تا بتواند اعراب را بيشتر در قبال ايران بسيج
کند.بنابراين، اين امر به مساله بسيج اعراب در رابطه با ايران از يک سو و
از سوي ديگر در رابطه با تغييراتي در ترتيبات سياسي عراق نيز برمي گردد که
در قطعنامه «شرم الشيخ» نيز منتشر شد.در واقع سياست امريکا در مورد ترضيه
خاطر اعراب و بسيج آنان در قبال ايران به چند دليل برمي گردد؛ از طرفي بارها امريکايي ها موفق شده اند بسيج اعراب را در قبال اينکه
دسترسي ايران به سلاح هسته يي تهديدي است براي امنيت منطقه و از جمله
کشورهاي عربي، انجام دهند. در مقابل دولت ايران نيز به دنبال اين بوده که
سياست دوستانه يي را با اعراب در پيش گيرد، از جمله سفر محمود احمدي نژاد
به عنوان رئيس جمهور ايران به شوراي همکاري خليج فارس در دوحه امارات
متحده عربي نيز به همين منظور بود که در آنجا نقشه خليج عربي وجود داشت و
مطابق معمول نيز قطعنامه يي عليه جزاير سه گانه ايراني صادر شد.ولي حضور ايران در اجلاس اتحاديه عرب در دمشق هيچ ضرورت خاصي نداشت. به خصوص در مورد اينکه؛بنابراين با صدور بيانيه هاي پي درپي از سوي کشورهاي عربي در اجلاس ها و
همايش هاي اين کشورها عليه جزاير سه گانه ايراني در درجه نخست استمرار
ادعاي طرف کشورهاي عربي وجود دارد. يعني حمايت از امارات متحده عربي است
که مکرراً در اجلاس هاي عرب چنين قطعنامه يي صادر مي شود. در درجه دوم
آنان مي خواهند از تحقق مرور زمان به نفع ايران جلوگيري کنند. در درجه
سوم، به عنوان يک ابزار فشار در مقابل ايران اين مساله را پايدار نگه
دارند و در نهايت، با توجه به اينکه شيخ نشين هاي عضو اتحاديه عرب قبلاً
در يک تعارض و اختلافات قبيله يي بودند، امارات متحده عربي سعي کرده است
از جزاير سه گانه ايراني، به عنوان يک محور وحدت بخش بين شيوخ عضو اتحاديه
عربي استفاده کند.
1- آينده عراق از جمله بازنگري در مورد قانون اساسي که جايي فراتر از آنچه الان براي سني ها وجود دارد در نظر گرفته شود.
2- استراتژي بعث زدايي را متوقف کنند و آنان در ساختار حکومت عراق مشارکت داشته باشند.
3- مبارزه با نفوذ ايران و اينکه عامل اصلي بحران هاي موجود در عراق،
ايران است. به خصوص اينکه رويدادهاي اخير در بصره و برخورد با گروه شيعيان
وابسته به مقتدا صدر ادامه اجراي همين سياست است.
1- اظهار نظر عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب در مورد جزاير سه گانه ايراني،
2- صدور بيانيه يي توسط اتحاديه عرب در مورد ادعاي مالکيت و حاکميت نسبت
به جزاير ايراني و 3- نظر معمر قذافي رئيس جمهور ليبي که پيشنهاد کرده
مساله جزاير سه گانه ايراني به ديوان بين المللي ارجاع داده شود، بايد گفت
در مورد جزاير سه گانه ايراني، رويه اعراب بر اساس يک «تفکر قبيله يي» است
يعني صرفاً بدون اينکه توجهي به حقانيت تاريخي، حقوقي و سياسي ايران داشته
باشند، صرفاً به دليل اينکه طرف ادعاي نسبت به جزاير سه گانه ايراني يک
کشور عربي است، همواره بدون چون و چرا اقدام به حمايت کرده و تنها قطعنامه
يي که با اتفاق آرا در اتحاديه عرب به تصويب رسيده در مورد سه جزيره
ايراني بوده است.حتي در مورد اسرائيل هيچ گاه آنان نتوانسته اند اتفاق نظر
داشته باشند و همچنين در مورد ساير مسائل کشورهاي عربي.بنابراين حضور
منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران در چنين جلسه يي که صدور چنين قطعنامه
يي عليه جزاير ايراني در آن قابل پيش بيني بود، به دليل اينکه در اجلاس
هاي قبلي نيز اتحاديه عرب چنين امري را همواره انجام داده است، ضرورتي
نداشته و در اين اجلاس نيز اتحاديه عرب گامي فراتر گذاشته اند.نه تنها
آقاي عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب اظهارنظر کرده، آقاي قذافي رئيس جمهور
ليبي نيز پيشنهاد خود را مطرح کرده، بلکه با صدور بيانيه يي بار ديگر
ادعاي واهي خود را نسبت به جزاير سه گانه ايراني اعلام کرده اند و حضور و
سکوت آقاي متکي از ديدگاه برخي به عنوان رضايت تلقي مي شود.حق آن بود که
منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران در همين اجلاس دمشق، شديداً به اين
تصميم خلاف واقعيت و غيردوستانه اعتراض مي کرد. بنابراين اظهارنظر بعدي
نمي تواند اثرات حقوقي و سياسي ناشي از حضور وزير امور خارجه ايران را در
اين اجلاس و سکوت وي در قبال صدور بيانيه يا اظهارنظرهايي از سوي برخي
مقامات شرکت کننده در اين اجلاس را جبران کند.همچنين بايد اين نکته را نيز
يادآوري کنم که اظهار يا ارجاع به ديوان بين المللي دادگستري نيز منوط به
رضايت طرفين اختلاف است و يک طرف نمي تواند موضوعي را به داوري يا ديوان
بين المللي دادگستري ارجاع کند. ضمن اينکه صدور قطعنامه ها، به مفهوم
توصيه است و صدور بيانيه ها به مفهوم اعلاميه است، يعني ظاهراً بيانيه ها
يا قطعنامه جنبه توصيه و اعلام قصد و نيت بانيان را بيان مي کند ولي از
لحاظ حقوق کنوانسيون بين الملل، آنچه اعتبار اسناد حقوقي است، مربوط به
عنوان آن نيست بلکه ناظر به متن آن اسناد حقوقي است چنانچه در بيانيه
الجزاير که بعد از گروگانگيري بين ايران و امريکا به تصويب رسيد، متن اين
بيانيه از قوي ترين بيانيه هاست. |
نوشته شده توسط کوروش
در 8:58 بعد از ظهر | ::::::::::
•
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
سومين كنگره بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي 25 ارديبهشت در مجموعه كاخ نياوران برگزار ميشود

به همت بنياد فردوسي و با همكاري مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران و شهرداري تهران، و با حضور فردوسيشناسان مراسم بزرگداشت حکیم نامدار توس ساعت 17 روز 25 ارديبهشت در تالار اجتماعات مجموعه كاخ نياوران برگزار خواهد شد.در سالروز گراميداشت فردوسي بزرگ، اين كنگره ميزبان استادان شاهنامهپژوهي چون، ميرجلالالدين كزازي، محمدحسين طوسيوند، حسن انوشه، جميله اخياني و عبدالكريم تمنا است.همچنين به منظور پاسداشت حكيم توس جشنوارهاي از تاريخ 25 تا 29 ارديبهشت در مجموعه كاخ نياوران واقع در خيابان نياوران، ميدان شهيد باهنر برگزار خواهد شد. برپايي نمايشگاهي از آثار نقاشي قهوهخانهاي استاد منصور وفايي، رونمايي تنديس اساطير شاهنامه، كتاب و توليدات فرهنگي و اجراي موسيقي سنتي، نقالي و شاهنامه خوانی از برنامه های این مراسم است .
نوشته شده توسط کوروش
در 8:47 بعد از ظهر | ::::::::::
•
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
موشهای تجزیه طلب به سوراخهایشان خزیدند
پس از برگزاری دو گردهمایی و راهپیمایی شکوهمند اخیر (درتهران و در برابر سفارت امارات و در شهر تبریز ) گروهکهای تجزیه طلب دچار شوک شده و با حیرت و ناباوری اخبار و عکس های این اتفاقات را در سایتها و خبرگزاریها دنبال می کنند . عناصز خود فروخته پان ترک و پان عرب در اقدامی کودکانه در وبلاگها و سایتهای آلوده شان به هتاکی به ایرانیان وطن دوست پرداخته اند . همچنین در این روزها انتشار نظرات و فحاشی های بزدلانه اشان را در سایتها و وبلاگهای ایران دوستان فعالتر کرده اند . از جمله در این چند روز بخش دیدگاههای "آریا زمین" را با نظرات خود آلوده کرده اند که کماکان بنا بر رویه "آریا زمین" از انتشار این اراجیف خودداری می شود . "آریا زمین" اعتقاد دارد سوزش این افراد از وطن دوستی ایرانیان است و این افراد بی خود بالا و پایین می پرند . تا زمانی که یک ایرانی در ایران است محال است که ایران زمین جایگاه دلقکهای تجزیه طلب شود . به گفته حافظ :
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولنگه توست ... عرض خود می بری و زحمت ما می داری
نوشته شده توسط کوروش
در 11:21 بعد از ظهر | ::::::::::
•
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387
افکار پان ترک - پان عرب در زیر گامهای آذربایجانیها
گردهمایی دویست هزار تبریزی در پاسداشت ( دریای پارس ) خلیج فارس










اولین همایش بزرگ پیادهروی تبریز روز جمعه از ساعت 8 صبح با شركت هزاران شهروند تبریزی آغاز شد. در اين همايش بزرگ ۲۰۰ هزار نفر از ابتداى جاده شاه گلى تا عمارت تاريخى شاه گلى راهپيمايى كردند.بنابه گزارش هاى دريافتى، ازدياد جمعيت در اين همايش به حدى بود كه شگفتى بسيارى را موجب شد.تبریزیها كه از زن و مرد و پیر و جوان و كودك در این همایش به یاد ماندنی شركت كرده بودند، پس از تجمع برای دقایقی در كنار هم و به صورت خانوادگی و همگانی ورزش كردند. شهروندان تبریزی همچنین با در دست داشتن پلاكاردهایی با مضامین؛ «اتحاد فلات ایران و ایرانزمین را میبینم و بدان ایمان دارم»، «وطن یعنی خلیج تا ابد پارس»، «برقرار باد اتحاد سرزمینها و اقوام ایرانی» و «وقتی كه ایران هست خلیج یعنی فارس»، در این همایش بزرگ «روز ملی خلیج فارس» را پاس داشتند.
نوشته شده توسط کوروش
در 11:28 قبل از ظهر | ::::::::::
•
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
بنای یادبود کوروش بزرگ در سیدنی استرالیا


نوشته شده توسط کوروش
در 9:53 بعد از ظهر | ::::::::::
•
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
نیش عقرب نه از ره کین است اقتضای طبیعتش این است
صدامک های جدید الاحداث پا را از گلیم خود درازتر کردند
دولت
عراق با ارسال يادداشتي رسمي به وزارت خارجه امارات عربي متحده، حمايت بي
قيد و شرط خود را از ادعاي بي اساس امارات مبني بر حاكميت برجزاير سه گانه
ايراني اعلام كرد. به گزارش خبرگزاري امارات (وام)، در يادداشت رسمي
وزارت خارجه عراق به وزارت خارجه امارات آمده است،عراق بار ديگر برحاكميت
امارات بر سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك كه توسط ايران اشغال!
شده است، تاكيد مينمايد. اين يادداشت ميافزايد: عراق از همه ابزارهاي
صلح آميز لازم كه موجب حاكميت امارات بر اين جزاير شود،حمايت ميكند و
با هر گونه اقدامي از سوي ايران كه به ادعاي اين يادداشت باعث تقويت اشغال
اين كشور بر جزاير سه گانه شود، مخالف است. دولت عراق در اين يادداشت مي
افزايد: عراق از همه ابتكارهاي عربي و بينالمللي كه موجب حل صلح آميز
مساله جزاير سه گانه از طريق گفتگو ميان ايران و امارات و يا ارجاع به
دادگاه بينالمللي شود، حمايت ميكند. اين يادداشت با اشاره به اجلاس
پارلمانهاي عربي كه دو ماه پيش در اربيل عراق برگزار شد- و در آن از
ادعاهاي بي اساس امارات درخصوص جزاير سه گانه حمايت شده بود- مي افزايد:
جلال طالباني رئيس جمهور عراق در سخنراني اختتاميه اين اجلاس از موضع
امارات در خصوص جزاير سه گانه حمايت كرده بود. در همين حال شيخ عبدالله بن
زائد آل نهيان وزير خارجه امارات ضمن تقدير از حمايت عراق از موضع
اماراتدر خصوص جزاير سه گانه، آن را ارزشمند خواند. شيخ عبدالله گفت: اين
موضع تاريخي عراق در حافظه ما باقي خواهد ماند و ما از آن تقدير ميكنيم.
وي افزود: عراق در سال 1971 يعني سال استقلال امارات نيز از ارسال شكايت
اتحاديه عرب به شوراي امنيت - كه در آن بحث جزاير سه گانه مطرح شده بود -
حمايت كرده بود.
نوشته شده توسط کوروش
در 3:13 بعد از ظهر | ::::::::::
•
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387
امارات لطفا خفه شو
گزارش تصویری از گردهمایی ایرانیان در روز ملی دریای پارس
(خلیج فارس) در برابر سفارت کشور مجعول امارات
(خلیج فارس) در برابر سفارت کشور مجعول امارات















نوشته شده توسط کوروش
در 2:45 بعد از ظهر | ::::::::::
•
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
دهم اردیبهشت روز ملی دریای پارس (خلیج فارس ) گرامی باد

نوشته شده توسط کوروش
در 2:59 بعد از ظهر | ::::::::::
•
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
مرزهای ایران بزرگ
ایران این میهن پاک آریایی و مهد واقعی و پرشکوه تمدن خاوران است . ایرانی که امروزه جبر زمانه آن را محصور در مرزهای بشر ساخته کرده است بخشی کوچک از آن ایران پهناور و شکوهمند باستانی است.ایرانی که نخستین و بزرگترین امپراتوری شکوهمند در کل تاریخ یعنی هخامنشیان را به جهان عرضه کرد . نام سرزمینهای تابع امپراتوری هخامنشیان ، در کتیبه ای متعلق به آرامگاه داریوش که در نقش رستم میباشد ، به تفصیل این گونه آمده است
ماد ، خووج (خوزستان) ، پرثوه (پارت) ، هریوا (هرات) ، باختر ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، آراخوزیا (رخج ، افغانستان جنوبی تا قندهار) ، ثتهگوش (پنجاب) ، گنداره (گندهارا) (کابل ، پیشاور) ، هندوش (سند) ، سکاهوم ورکه (سکاهای ماورای جیحون) ، سگاتیگره خود (سکاهای تیز خود ، ماورای سیحون) ، بابل، آشور ، عربستان ، مودرایه (مصر) ، ارمینه (ارمن) ، کتهپهتوک (کاپادوکیه ، بخش شرقی آسیای صغیر) ، سپرد (سارد ، لیدیه در مغرب آسیای صغیر) ، یئونه (ایونیا ، یونانیان آسیای صغیر)، سکایه تردریا (سکاهای آن سوی دریا : کریمه ، دانوب) ، سکودر (مقدونیه) ، یئونهتکبرا (یونانیان سپردار: تراکیه ، تراس) ، پوتیه (سومالی) ، کوشیا (کوش ، حبشه) ، مکیه (طرابلس غرب ، برقه) ، کرخا (کارتاژ ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر)
تمامی این سرزمینها و سرزمینهای دیگری که در طول تاریخ به ایران ملحق شدند تاثیرات شگرفی از تمدن آریاییان گرفتند که اکنون و پس از هزاران سال این تاثیرات جاودانه و مشهود است. که همین موضوع سندی است بر تعلق فرهنگی و جدایی ناپذیریشان از مام وطن "ایران" هر چند که این سرزمین ها در طول تاریخ ایالاتی از ایران بوده اند اما هنوز ریشه های خود را فراموش نکرده اند.تظاهرات و اجتماع گسترده مردم آران ( جمهوری خود خوانده آذربایجان کنونی ) پس از فروپاشی شوروی در همین دو دهه پیش را کسی از یاد نبرده است. مردمی که با شوق و پس از دو قرن جدایی خواهان الحاق مجدد به ایران شدند . هر چند که به اشتیاق این مردمان بنا بر جبر زمانه پاسخ مناسب و مثبتی از سوی حکومت ایران داده نشد ولی این مردم همچنان در آرزوی پیوستن به ایران این مهد مادری اشان هستند .
استعمارگران غرب نیز بیکار ننشسته اند زیرا یک ایران بزرگ و شکوهمند می تواند آنان را حتی در سرزمینهایشان زمینگیر کند . کاری که هخامنشیان با یونانیان در قلب اروپا کردند و بعدها پارتیان و ساسانیان نیز به نبرد جانانه با رومیان در خود اروپا پرداختند . بنابراین استعمار برای تکرار نشدن این رویدادها دست به انجام کارهایی زد که برخی از این کارها تاکنون ادامه داشته است :
1-جدایی سرزمین ها و ایالات ایران در طول تاریخ
2-کمک و سازماندهی به گروههای تجریه طلب
3-خلق و ابداع تفکرات واپس گرایانه مذهبی چون وهابیت
4-خلق و ابداع گروهکهای قوم گرا چون پان ترک و پان عرب
5-جلوگیری از ورود فن آوریهای نوین چون انرژي هسته اي
و ....
استعمار و تجزیه طلبان ریزه خوار سفره اش چه بخواهند چه نخواهند ایران بزرگ شکل خواهد گرفت .ایرانی که از یک سوبا اروپا هم مرز است و از دیگر سوی با چین , از یک ...سوی با روسیه هم مرز است و از سوی دیگر با آفریقا.
پس با امید آن روز ...

نوشته شده توسط کوروش
در 12:26 بعد از ظهر | ::::::::::
•
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387
پان تورک گمشو...
پیشنهاد به مدیران وبلاگهای میهن دوست
پان تورکها به هیچ آداب و اخلاقی پایبندنیستند. این موجودات مانند میکروب در هر جا که مساعد باشد رشد می کنند .در دانشگاهها به بهانه های صنفی,درنشریات به بهانه آزادیهای مطبوغاتی .این موجودات در دنیای مجازی نیز از رشد و تکثیر میکروبی برخوردار گشته اند. در سایتها و وبلاگهای گوناگون عقده های مغولی و چرندیات مزخرف خود را منتشر کرده و به آلوده سازی این رسانه دنیای مدرن مشغولند. یکی از جاهایی که جولانگاه این بی خردان شده است محیط و فضای وبلاگهای ایرانی است . از آنجایی که نگارنده ایمان دارم باید جلوی افکار ابلهانه و پوچ این مریضان به هر گونه ای گرفته شود به هیچ وجه نظراتی که این موجودات روان پریش در قسمت دیدگاههای وبلاگ ( آریا زمین ) می دهند را تایید و فعال نمی کنم و در اولین فرصت این چرندیات را پاک می کنم.و در همین جا به این میکروبهای تجریه طلب می گویم بی خود خود را خسته نکنید و در قالب نظر و دیدگاه لجن پراکنی نکنید چون به هیچ وجه نظرات مزخرفتان در این وبلاگ نشان داده نخواهد شد. نگارنده به عنوان مدیر وبلاگ ( آریا زمین ) برای پاک ماندن فضای وبلاگها از این افکار پلشت پیشنهاد می کنم این روش را دیگر و بلاگهای میهن پرست در پیش بگیرند.
با سپاس.پاینده و جاوید ایران آریایی و بزرگ
با سپاس.پاینده و جاوید ایران آریایی و بزرگ
نوشته شده توسط کوروش
در 9:33 بعد از ظهر | ::::::::::
•
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387
قتل جوانان ایرانی از سوی مرزبانان کشور مجعول آذربایجان
مرزبانان جمهوري جعلی آذربايجان دو پسر جوان ايراني را چهارشنبه گذشته در مرز مشترك با شهرستان پارس آباد به ضرب گلوله به قتل رساندند.فرمانده هنگ مرزي پارس آباد در گفتوگو با فارس گفت: سربازان مستقر در مرز
حين بازگشت مجتبي كهن گل و كيوان ابراهيمي هر دو 20 ساله، كه به صورت
غيرمجاز وارد خاك آذربايجان شده بودند، به كشورمان به طرف آنها آتش گشوده
و هر دو را از پاي درآوردند كه در پي اين حادثه و به منظور روشن شدن و
بررسي دقيق انگيزه و علت قتل، هيأتي مركب از نيروها و فرماندهان هنگ مرزي
و دستگاه قضايي منطقه عازم اين جمهوري شدند. سرهنگ محمدعلي طاهري افزود: پس از گذشت دو روز عصر ديروز اجساد كشتهشدگان
با انجام مراحل و تشريفات قانوني تحويل مرزبانان كشورمان شد و بلافاصله
جهت كالبدشكافي و مشخص شدن علت مرگ به پزشكي قانوني اردبيل انتقال داده
شد. نيروهاي آذري از فاصله 10 متري در حاليكه به راحتي ميتوانستند آنان را
دستگير كنند به سويشان شليك كرده و قبل از تحويل جنازهها برخلاف قوانين
بينالمللي اجساد اين دو جوان را كالبد شكافي كردند. در حالي نيروهاي این جمهوری جعلی دست به اين كار زدهاند كه اخيراً فرماندار گرمي
اعلام كرده بود كه بيمارستان 96 تختخوابي اين شهرستان آمادگي لازم براي
پذيرش و مداواي بيماران جمهوري آذربايجان را دارد. تا كنون مرزبانان جمهوري جعلی آذربايجان ايرانيان زيادي را به خاطر ورود و يا
خروج غيرقانوني از مرز به قتل رسانده و يا برخلاف قوانين بينالمللي پس از
دستگيري به بدرفتاري و زنداني كردن آنها پرداختند.
نوشته شده توسط کوروش
در 2:17 بعد از ظهر | ::::::::::
•

اگرچه
هميشه اعراب ادعاهاي واهي را عليه جزاير سه گانه و حاکميت ارضي ايران مطرح
کرده اند اما ادعاهاي اخير آنان در اجلاس دمشق برخلاف گذشته دامنه دار شد.
به خصوص اين بار حرکت هاي خودجوش ميان ايرانيان عليه اعراب جنوب خليج فارس
بيش از گذشته بود. درباره دلايل استمرار ادعاهاي اعراب عليه حاکميت ايران
دکتر باوند تحليل خود را ارائه کرده که آن را مي خوانيد.شکي نيست که
امريکا سياست ترضيه خاطر اعراب و بسيج آنها در قبال ايران از يک سو و
همچنين سپر دفاع موشکي در مقابل ايران را از سوي ديگر در پيش گرفته است
زيرا به اعتقاد آنان، ايران تهديدي است براي امنيت منطقه.در تاريخ ديگري
نيز امريکا براي تشديد اين موضوع، خطر هلال شيعه (عراق، سوريه، لبنان و
ايران) را مطرح کرد تا بتواند اعراب را بيشتر در قبال ايران بسيج
کند.بنابراين، اين امر به مساله بسيج اعراب در رابطه با ايران از يک سو و
از سوي ديگر در رابطه با تغييراتي در ترتيبات سياسي عراق نيز برمي گردد که
در قطعنامه «شرم الشيخ» نيز منتشر شد.در واقع سياست امريکا در مورد ترضيه
خاطر اعراب و بسيج آنان در قبال ايران به چند دليل برمي گردد؛ از طرفي بارها امريکايي ها موفق شده اند بسيج اعراب را در قبال اينکه
دسترسي ايران به سلاح هسته يي تهديدي است براي امنيت منطقه و از جمله
کشورهاي عربي، انجام دهند. در مقابل دولت ايران نيز به دنبال اين بوده که
سياست دوستانه يي را با اعراب در پيش گيرد، از جمله سفر محمود احمدي نژاد
به عنوان رئيس جمهور ايران به شوراي همکاري خليج فارس در دوحه امارات
متحده عربي نيز به همين منظور بود که در آنجا نقشه خليج عربي وجود داشت و
مطابق معمول نيز قطعنامه يي عليه جزاير سه گانه ايراني صادر شد.ولي حضور ايران در اجلاس اتحاديه عرب در دمشق هيچ ضرورت خاصي نداشت. به خصوص در مورد اينکه؛بنابراين با صدور بيانيه هاي پي درپي از سوي کشورهاي عربي در اجلاس ها و
همايش هاي اين کشورها عليه جزاير سه گانه ايراني در درجه نخست استمرار
ادعاي طرف کشورهاي عربي وجود دارد. يعني حمايت از امارات متحده عربي است
که مکرراً در اجلاس هاي عرب چنين قطعنامه يي صادر مي شود. در درجه دوم
آنان مي خواهند از تحقق مرور زمان به نفع ايران جلوگيري کنند. در درجه
سوم، به عنوان يک ابزار فشار در مقابل ايران اين مساله را پايدار نگه
دارند و در نهايت، با توجه به اينکه شيخ نشين هاي عضو اتحاديه عرب قبلاً
در يک تعارض و اختلافات قبيله يي بودند، امارات متحده عربي سعي کرده است
از جزاير سه گانه ايراني، به عنوان يک محور وحدت بخش بين شيوخ عضو اتحاديه
عربي استفاده کند.
1- آينده عراق از جمله بازنگري در مورد قانون اساسي که جايي فراتر از آنچه الان براي سني ها وجود دارد در نظر گرفته شود.
2- استراتژي بعث زدايي را متوقف کنند و آنان در ساختار حکومت عراق مشارکت داشته باشند.
3- مبارزه با نفوذ ايران و اينکه عامل اصلي بحران هاي موجود در عراق،
ايران است. به خصوص اينکه رويدادهاي اخير در بصره و برخورد با گروه شيعيان
وابسته به مقتدا صدر ادامه اجراي همين سياست است.
1- اظهار نظر عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب در مورد جزاير سه گانه ايراني،
2- صدور بيانيه يي توسط اتحاديه عرب در مورد ادعاي مالکيت و حاکميت نسبت
به جزاير ايراني و 3- نظر معمر قذافي رئيس جمهور ليبي که پيشنهاد کرده
مساله جزاير سه گانه ايراني به ديوان بين المللي ارجاع داده شود، بايد گفت
در مورد جزاير سه گانه ايراني، رويه اعراب بر اساس يک «تفکر قبيله يي» است
يعني صرفاً بدون اينکه توجهي به حقانيت تاريخي، حقوقي و سياسي ايران داشته
باشند، صرفاً به دليل اينکه طرف ادعاي نسبت به جزاير سه گانه ايراني يک
کشور عربي است، همواره بدون چون و چرا اقدام به حمايت کرده و تنها قطعنامه
يي که با اتفاق آرا در اتحاديه عرب به تصويب رسيده در مورد سه جزيره
ايراني بوده است.حتي در مورد اسرائيل هيچ گاه آنان نتوانسته اند اتفاق نظر
داشته باشند و همچنين در مورد ساير مسائل کشورهاي عربي.بنابراين حضور
منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران در چنين جلسه يي که صدور چنين قطعنامه
يي عليه جزاير ايراني در آن قابل پيش بيني بود، به دليل اينکه در اجلاس
هاي قبلي نيز اتحاديه عرب چنين امري را همواره انجام داده است، ضرورتي
نداشته و در اين اجلاس نيز اتحاديه عرب گامي فراتر گذاشته اند.نه تنها
آقاي عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب اظهارنظر کرده، آقاي قذافي رئيس جمهور
ليبي نيز پيشنهاد خود را مطرح کرده، بلکه با صدور بيانيه يي بار ديگر
ادعاي واهي خود را نسبت به جزاير سه گانه ايراني اعلام کرده اند و حضور و
سکوت آقاي متکي از ديدگاه برخي به عنوان رضايت تلقي مي شود.حق آن بود که
منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران در همين اجلاس دمشق، شديداً به اين
تصميم خلاف واقعيت و غيردوستانه اعتراض مي کرد. بنابراين اظهارنظر بعدي
نمي تواند اثرات حقوقي و سياسي ناشي از حضور وزير امور خارجه ايران را در
اين اجلاس و سکوت وي در قبال صدور بيانيه يا اظهارنظرهايي از سوي برخي
مقامات شرکت کننده در اين اجلاس را جبران کند.همچنين بايد اين نکته را نيز
يادآوري کنم که اظهار يا ارجاع به ديوان بين المللي دادگستري نيز منوط به
رضايت طرفين اختلاف است و يک طرف نمي تواند موضوعي را به داوري يا ديوان
بين المللي دادگستري ارجاع کند. ضمن اينکه صدور قطعنامه ها، به مفهوم
توصيه است و صدور بيانيه ها به مفهوم اعلاميه است، يعني ظاهراً بيانيه ها
يا قطعنامه جنبه توصيه و اعلام قصد و نيت بانيان را بيان مي کند ولي از
لحاظ حقوق کنوانسيون بين الملل، آنچه اعتبار اسناد حقوقي است، مربوط به
عنوان آن نيست بلکه ناظر به متن آن اسناد حقوقي است چنانچه در بيانيه
الجزاير که بعد از گروگانگيري بين ايران و امريکا به تصويب رسيد، متن اين
بيانيه از قوي ترين بيانيه هاست.